مراقبتهای بیمار

 

اگر شما جزء آن دسته از بیمارانی هستید که یا کاملاً معالجه شده و یا بیماریتان پسرفت داشته و درمانتان پایان گرفته، وضعیت تان با افرادی که سرطانشان فعال بوده و به درمان متناوب و یا دائمی که تا پایان عمر ادامه دار است احتیاج دارند، تفاوت فاحش دارد. ولی به طور کلی همه بیماران سرطانی پس از تشخیص و درمان آن، مسائل و نگرانیهای مشابهی دارند. زندگی کردن همراه سرطان به قول یکی از اعضای یک تیم پژوهشی «بدون مشکل نیست». در حقیقت دوران بیماری دشوارترین مرحله زندگی است که با آن مواجه می­شوید و احتیاج مبرم به مبارزه دارد.

حتی اگر بیماریتان عقب نشینی داشته و یا کاملاً معالجه شده اید باز هم زندگیتان تغییرات دائمی پیدا میکند. چنانچه «سوزان شیم»، بیمار معالجه شده می نویسد: «با آنکه من سرطان را شکست داده ام، ولی از شرش خلاص نیسم. برای رها شدن از آن و عدم برگشتش، خیلی کارها علاوه بر درمان لازم است که انجام گیرد. پایان درمان، در حقیقت شروع یک مبارزه جدید و روز از انتظار بوده و باید خود را با زندگی پس از سرطان وفق میداد.

شما با پایان درمان و شروع کاهش عوارض جانبی، احساس نشاط و شعف می کنید. چه کسی با بازگشت اشتها، نیرو و انرژی، موها و کلیه فعالیت های بدنی شادمان نمی شود؟ یک بیمار با خوشحالی تأیید می کند که:

من از اینکه با چه سرعتی به وضعیت عادی ام برگشتم متعجم، 2 مال بعد از آخرین مرحله درمان، دوباره روزی 2 مایل می­دویدم. ولی اصلاً برایم مهم نبود. خوشحال بودم که دوباره به وضعیت سابقم برگشته ام.

با آنکه دوره به وضعیت عادی برگشتن بیشتر اوقات با خوشحالی و راحتی خیال همراه است، ولی گاهی اوقات مانند همه دوره های انتقالی و جابجائی، پر از فشارهای تطبیق با شرایط موجود برای بیمار و افراد خانواده است. با کاهش عوارض سوء درمان، همه باید فراموش کنند که بیمار بوده و مجدداً باید عهده دار وظایف و مسئولیت هایشان شده و در مورد آینده شان، برنامه ریزی کنند.   انواع مشکلات و مقاومت ها بر سر راه بیمار وجود دارد، مانند مشکلات شغلی، بیمه ای، سختی های رویارویی با زندگی و یا نیاز به تغییرات در اهداف. بعضی اوقات در حین درمان شما باید اولویت های خود را تغییر دهید. شما یاد می گیرید که فقط روز به روز فکر کنید که این روش در گذر از یک تجربه سخت در زندگی بسیار مفید است. ولی بعد از پایان درمان، مجدداً شروع به برنامه ریزی برای آینده می کنید.

 

ترس از برگشت بیماری در افراد عادی است و به مرور از بین می رود. برای آنها برنامه ای جهت آزمایشات تنظیم می کنم، لذا بیماران می دانند که اگرچه درمانشان تمام شده، ولی تحت نظر هستند. خارج از این حد، دیگر به عهده بیمار است که بتواند با این نگرانی ها تا جایی که امکان دارد به نحود مطلوب کنار بیاید. جالب است شیمی­درمانی در مرحله­ای است که بیمار باید ابتدا با شروع آن و در خاتمه با اتمامش کنار بیاید.

در موقع قطع درمان ترکیبی یکی از بیمارانم که شش ماه طول کشیده بود، با مقاومت او روبرو شدم. او اصرار داشت که درمان را تا زمانی که امکان دارد ادامه دهم. او از اتمام درمان با وجود عوارض فراوانش، وحشت داشت. او می­ترسید که به محض اتمام درمان، سرطان مجدداً ظاهر شود. البته من او را متقاهد کردم که ادامه درمان موقعی که سرطان را کنترل کرده ایم به ضرر اوست و بدین ترتیب معالجه را قطع کردم.

مبارزه با مرور زمان ادامه خواهر یافت. افرادی که در مبارزه با سرطان پیروز شده و آن را از بین برده اند، کماکان باید مراحلی را که مملو از تغییرات و دست اندازهای فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی است سپری کنند و این مراحل تا آخر عمر با آنها همراه خواهد بود.

عوارض طولانی مدت

بیشتر عوارض سوء ناشی از درمان، پس از اتمام آن فروکش می کند. با این وجود امکان از بین رفتن تعدادی از آنها طولانی تر بوده و ماه ها یا سالها طول می کشد و بعضی از این عوارض ممکن است هیچ وقت به طور کامل از بین نرود. عده­ای هم ممکن است بعدها دوباره بروز کند. با آنکه بیشتر عوارض طولانی مدت معمولاً فقط ناراحت کننده و آزاردهنده هستند، تعداد نادری هم وجود دارد که ممکن است ناتوان کننده و خطرناک باشند. امروزه محققان در حال جمع آوری اطلاعات در رابطه با اثرات سرطان و درمان آن در بیماران معالجه شده هستند.

امکان از کار افتادن سیستم های مختلف در بدن می تواند باعث مشکلاتی مانند، عدم باروری، نامرتب بودن عادت ماهیانه، نشانه های زودرس یائسگی، ناتوانی جنسی، کاهش ظرفیت ریه، کاهش قدرت و فعالیت ورزشی، خستگی مفرط، افزایش عفونت، خشکی پوست، یبوست، حمله های زودگذر قلبی و یا سکته، اختلالاتی در خون، مثانه و کلیه، کاهش شنوایی، امکان پیدایش سرطان دوم یا سوم و درد شود. به اضافه آنکه ممکن است مجبور باشید با عوارض به وجود آمده بر اثر جراحی و یا رادیوتراپی (اشعه درمانی) کنار بیایید. ممکن است احساس کنید که خیلی نسبت به اعضای بدنتان حساس شده اید. اکثر بیماران به علت عدم وجود اطلاعات کافی در مورد اثرات جانبی، همه تغییرات به گردن شیمی­درمانی می اندازند به جای آنکه بیماران پس از اتمام درمان، مجدداً انرژی خود را به دست آورند، ممکن است ماه­ها و یا حتی سال ها بعد احساس بی حالی و بی قدرتی کرده و به سختی بتوانند روز را به شب برسانند. طبق گفته یک بیمار سرطانی پستان که مددکار اجتماعی بوده، و با سوزان نسیم مصاحبه کرده است، خستگی مزمن و دامن گیر تازگی ها به عنوان یکی از اثرات درازمدت شیمی درمانی که بسیار ضعف آور و ناتوان کننده است شناخته شده است. در گذشته خستگی مفرط را نشانه افسردگی می­دانستند که این نظریه الان رد شده است. دلایل اصلی خستگی مفرط معلوم نیست، ولی طبق تئوری عده ای از دانشمندان، یکی از علل آن می تواند جلوگیری دائمی تشکیل گلبول قرمز توسط مغز استخوان باشد که سبب کم خونی می شود و با کمبود گلبول های سفید باشد که در این حالت سیستم دفاعی بدن برای بازسازی بدن و مبارزه با عفونت ها تحت فشار شدید قرار می گیرد. یک امکان دیگر می­تواند وجود سموم باقی مانده در بدن به خاطر شیمی درمانی باشد کبد که مسئولیت دفع سموم را بر عهده دارد، ممکن است به خاطر شدت فعالیت، مقداری از قدرت سم زدایی کامل خود را از دست داده، در نتیجه مقدار از این سموم در بدن باقی بماند. شما می توانید با پیگیری یک برنامه سالم سم زدائی، سموم مزبور را که به بافت سالم زیان می رساند، از بین ببرید. درمان های مکمل، می­تواند در انتخاب برنامه مورد نظرتان، شما را راهنمایی کند