ژنتیک درمانی

 

هیچ دو نفری مانند هم نیستند، مثلاً در تجویز درمان‌های ضد سرطان برای دو نفر، ممکن است نحوه‌ی پاسخ دهی این افراد بسیار متفاوت باشد: در یک نفر عوارض جانبی به صورت بسیار شدید و حتی کشنده بروز می‌کند ولی دیگری قادر است آن را به راحتی تحمل کند یا در یک بیمار تومور محو می‌شود ولی بر دیگری تأثیر چندانی نمی‌گذارد. یک علت مهم این تفاوت ژنتیک افراد است. حتی تفاوت جزئی در ژن‌ها ممکن است بر نحوه‌ی‌ پاسخ بدن در برابر داروهای خاص مؤثر باشد.
فارماکوژنومی، علم مطالعه‌ی واکنش‌شخصی افراد در برابر داروهای تجویز شده است. تست‌هایی وجود دارند که قادر به شناسایی برخی واریاسیون‌های ژنتیکی بوده و قادرند نحوه‌ی‌ پاسخ فردی را پیش‌بینی کنند. البته این آزمایش‌ها فعلا در دسترس عامه قرار ندارند. مثلاً بدخیمی پستان تشخیص داده می‌شود. براساس درمان‌های دارویی استاندارد و دستورالعمل‌های موجود دوز دارو تعیین می‌شود. پیش از تجویز، وزن، سن یا حتی نحوه‌ی واکنش قبلی یا خانوادگی دارویی، ارزیابی می‌شود. به رغم این تمهیدات، نه بیمار و نه پزشک معالج، حقیقتاً نمی‌دانند که نحوه‌ی واکنش بدن فرد در برابر تجویز این دارو چگونه خواهد بود: عوارض جانبی به صورت شدید بروز خواهند کرد، رمیسیون کامل خواهد بود یا دارو تأثیر نخواهد گذاشت. به علاوه ممکن است لازم باشد که بیمار چندین بار به پزشک مراجعه کند تا مثلاً دوز دارو تغییر داده شود یا نوع آن تعویض شود. 
بنابراین، تجویز داروها در زمان ما، عمدتاً براساس آزمون و خطاست. فارماکوژنومی قادر است این پروسه را تسریع کند. مثلاً می‌توان با بررسی یک نمونه‌ی خون، پیش از شروع درمان، واریاسیون ژنتیکی فرد را تشخیص داد. مثلاً نتیجه‌ی این آزمایش ممکن است نشان دهد که فرد بسیار مستعد بروز عوارض جانبی به دنبال تجویز آن دارو است و در نتیجه پزشک مثلاً قادر خواهد بود تا دوز دارو را متناسب با وضعیت بیمار تغییر دهد یا اصولاً از ابتدا داروی مناسب دیگری تجویز کند. فواید بالقوه‌ی به کارگیری فارماکوژنومی، انتخاب داروی مناسب‌تر است. برحسب آمار موجود مثلاً در ایالات متحده‌ی آمریکا، سالانه، در حدود ۱۰۰.۰۰۰ نفر به علت ابتلای به عوارض جانبی داروها فوت می‌کنند و بیش از دو میلیون نفر به این علت در بیمارستان‌ها بستری می‌شوند. هر چند که به طور کلی در مورد داروها پیش از دریافت مجوز عرضه به بازار آزمایش‌های فراوانی صورت می‌گیرد، ولی هنوز هم راهی برای پیش بینی نحوه‌ی واکنش‌گروه خاصی از افراد در برابر ورود دارو به بدنشان وجود ندارد. 
یعنی حتی اگر در اکثر افرادی که دارو برای آنها تجویز می‌شود عارضه‌یی به وجود نیاید، ممکن است در برخی بیماران به دلیل واریاسیون ژنتیکی عوارض سمی بروز کند. تعیین دوز اختصاصی مناسب و فردی از مزایای دیگر به کار گیری فارماکوژنومی است. ممکن است دوز استاندارد در برخی افراد نامناسب و مثلاً توکسیک باشد. کمپانی‌های دارویی سال‌ها تحقیق و کارآزمایی بالینی انجام می‌دهند تا دارویی وارد بازار شود. یعنی لازم است برای بررسی ایمنی و تأثیر دارو، آزمایش‌های لازم بر افراد زیادی انجام شود. با فارماکوژنومی، می‌توان افرادی که برحسب ژنتیک دچار عارضه یا تأثیر نامطلوب می‌شوند را از مطالعه خارج کرد. این روش، پروسه‌ی کارآزمایی بالینی را تسریع کرده و امکان انتخاب افراد مناسبی را فراهم می‌سازد که دارو بر آنها تأثیر بهتری دارد. تست‌های موجود امروزی معدود وشامل موارد زیر هستند:
۱) تست ژنوتیپ سیتوکروم: P۴۵۰ گروهی از آنزیم‌هایی هستند که مسوول متابولیزه کردن بیش از ۳۰ تیپ دارو و درنتیجه تعیین کننده‌ی سرعت دفع مؤثر آنها از بدن هستند. ممکن است سرعت دفع کافی نبوده و تجمع دارو در بدن منجر به بروز عوارض جانبی شدید بشود یا آن که برعکس این عمل چنان به سرعت صورت پذیرد که فرصت کافی برای تأثیر دارو باقی نماند. با انجام این تست، می‌توان دوز و تأثیر داروهایی چون برخی آنتی‌دپرسانت‌ها، آنتی کواگولان‌هایی مانند وارفارین، مهارکننده‌های پمپ پروتون‌یا سایر داروها را ارزیابی کرد.
۲) تست تیوپورین متیل ترانسفراز، این آنزیم باعث شکسته شدن تیوپورین می‌شود که درکموتراپی برخی لوسمی‌ها واختلالات اتوایمون به کار می‌رود. وجود اختلال ژنتیکی در برخی افراد مانع تولید این آنزیم در آنها می‌شود. در نتیجه، تجمع تیوپورین در بدن این افراد ممکن است باعث بروز واکنش‌های سمی شدید بشود. بنابراین پیش از شروع کموتراپی، باانجام یک تست آزمایشگاهی، پزشک قادر به تنظیم بهتر دوز دارو خواهد شد.
۳) تست- UGT۱A۱ واریاسیون در ژن‌های مؤثر براین آنزیم را شناسایی می‌کند. این آنزیم نحوه‌‌ی شکسته‌ شدن irinotecan (camptosar) را در شیمی درمانی کانسر کولورکتال تعیین می‌کند. در کمبود این آنزیم، به دنبال شیمی درمانی، تجمع مقادیر سمی آن قادر است باعث سرکوب مغز استخوان، بروز عفونت و حتی‌ مرگ بیمار شود. پس باانجام این تست، پزشک قادر خواهد بود تا دوز مناسب را برای بیمار تعیین کند.
۴) تست دی هیدروپوریمیدین دهیدروژناز. در صورت کمبود ژنتیکی این آنزیم، در تجویز ۵ فلورواوراسیل، و اشکال در شکسته شدن دارو، واکنش‌های شدید و حتی کشنده به وجود می‌آید. بنابراین با اطلاع قبلی، امکان تنظیم دوز مناسب توسط پزشکان فراهم می‌شود. مسلماً در آینده، فارماکوژنومی نقش بیشتری در طب ایفا خواهد کرد. 
در حال حاضر، امکان انجام این تست‌ها به طور گسترده‌ فراهم نیست و باید منتظر یافته‌های امید‌بخش دیگری در زمینه‌ی طبابت بر مبنای خصوصیات شخصی باشیم.